تبليغاتX
قلب من

 

                            

حرف را باید زد
درد را باید گفت
سخن از مهر من و جور تو نیست
سخن از
متلاشی شدن دوستی است
و عبث بودن پندار سرورآور مهر
آشنایی با شور ؟
و جدایی با درد ؟
و نشستن در بهت فراموشی
یا غرق غرور ؟
سینه ام آینه ای ست
با غباری از غم
تو به لبخندی از این آینه بزدای غبار
آشیان تهی دست مرا
مرغ دستان تو پر می سازند
آه مگذار ، که دستان من آن
اعتمادی که به دستان تو دارد به فراموشیها بسپارد
آه مگذار که مرغان سپید دستت
دست پر مهر مرا سرد و تهی بگذارد
من چه می گویم ، آه
با تو اکنون چه فراموشیها
با من اکنون چه نشستها ، خاموشیهاست
تو مپندار که خاموشی من
هست برهان فراموشی من

+ نوشته شده در جمعه بیست و نهم آبان 1388ساعت 11:33 توسط تارا |

 

پنج وارونه چه معنا دارد؟

زمانی که بارش بي وقفه درد

سقف كوتاه دلت را خم كرد

بي گمان مي فهمي

پنج وارونه چه معنا دارد؟

+ نوشته شده در یکشنبه پنجم مهر 1388ساعت 23:8 توسط تارا |

 

It's been so long
That I haven't seen your face

خیلی وقت بود که صورتت رو ندیده بودم
I'm tryna be strong

سعی می کنم  که قوی باشم
But the strength I have is washing away

ولی تمام نیرویی که دارم داره از بین میره

It wont be long

خیلی طول نمیکشه
Before I get you by my side

که تورو بیارم پیش خودم
And just hold you, tease you, squeeze you

و تورو در آغوش بگیرم، سر به سرت بذارم، محکم فشارت بدم
Tell you what's been on my mind

و بهت بگم که چی تو سرم بوده

+ نوشته شده در جمعه دوم مرداد 1388ساعت 19:16 توسط تارا |

 

خدایا می خوام اتفاق امشب رو به فال نیک بگیرم اخرین نوشته ام درباره آرزوهام بود

و بعد از مدت ها که هوس نوشتن کردم توی بهترین شب قرار دارم یعنی شب آرزوها

خدا جونم به قشنگیه امشب قسم می دمت که همه ی ما رو به آرزوهامون برسونی

+ نوشته شده در جمعه پنجم تیر 1388ساعت 0:55 توسط تارا |

 

 آرزوی من این است که دو روز طولانی ...در کنار تو باشم فارغ از پشیمانی

آرزوی من این است یا شوی فراموشم...یا که مثل غم هر شب گیرمت در آغوشم

آرزوی من این است که تو مثل یک سایه...سرپناه من باشی لحظه تَر گریه

آرزوی من این است نرم و عاشق و ساده....همسفر شوی با من در سکوت یک جاده

آرزوی من این است هستی تو؛ من باشم...لحظه های هشیاری ، مستی تو؛ من

باشم

آرزوی من این است تو غزال من باشی...تک ستاره روشن در خیال من باشی

آرزوی من این است در شبی پُر از رؤیا ...پیش ماه و تو باشم لحظه ای لب دریا

آرزوی من این است از سفر نگویی تو...تو هم آرزویی کن اوج آرزویی تو

آرزوی من این است مثل لیلی و مجنون ...پیروی کنیم از عشق، این جنون بی قانون

آرزوی من این است زیر سقف این دنیا ...من برای تو باشم ، تو برای من؛ تنها

 

 

+ نوشته شده در دوشنبه سی و یکم فروردین 1388ساعت 21:36 توسط تارا |